على محمدى خراسانى
90
شرح مكاسب (فارسى)
سحر و جادو واقعيّت ندارد و خيال را مشغول مىدارد ولى دو علم مذكور از علوم واقعيّه بوده و استفاده از خواص واقعى اشياء است و ربطى به سحر ندارد . ] قوله : و ما جعله : همين دو علمى كه جناب فخر الدين آنها را از سحر و جادو خارج كرد و فرمود : « و هذان ليسامن السحر » يعنى علم حيل و جرّاثقال از سحر نيستند ، ديگران آن دو را نيز در سحر داخل كردهاند ، و بعض روايات هم دلالت دارند كه اينها از سحر هستند و منظور از آن بعض ديگر فاضل مقداد است كه ذيلا كلام ايشان را خواهيم آورد ، و مراد از بعض روايات هم روايت احتجاج طبرسى است كه خواهد آمد . قوله : و لا يخفى : مرحوم شيخ مىفرمايد : تعريف دوّم كه از ايضاح الفوائد آورديم ، در مقايسه با تعريف اوّل كه از زبان مشهور [ علّامه - شهيدين و . . . ] آورديم ، عامتر است ، چرا كه در تعريف مشهور مسحورى هم مطرح بود كه ساحر او را سحر مىكرد و از او كار مىكشيد يا در او تأثيرى مىگذاشت ، ولى در تعريف دوّم سخن از مسحور نبود و فقط استمداد از يك سلسله ابزار و آلات و . . . بود ، همچنين در تعريف مشهور سخن از اضرار به بدن يا عقل يا قلب مسحور بود ولى در تعريف دوّم اصلا مسحورى مطرح نبود تا نوبت به نفع و ضرر به او برسد . پس تعريف دوّم از دو جهت از تعريف اوّل عامتر است . قوله : و عن الفاضل : تعريف سوّم از مرحوم فاضل مقداد در كتاب التنقيح است فاضل مذكور فرموده : سحر عبارتست از يك سلسله عمليات و كارهائى كه [ منظور رياضات است ] در اثر انجام آنها براى نفس ساحر ملكه و قوّت نفسانيّهاى پيدا مىشود كه بواسطهء آن مىتواند كارهاى عجيب و غريبى را كه اسباب و عوامل آن بر ديگران